الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

212

الغدير ( فارسى )

مىآمدند و طلب آمرزش مىكردند و پيامبر نيز بر ايشان طلب مغفرت مىنمود ، هرآينه خدا را توبه‌پذير و مهربان مىيافتند . « 1 » بنابراين ، من بر خود ستم كردم و نزد تو آمدم تا برايم طلب آمرزش كنى . از ميان قبر ندايى بلند شد كه گناهت آمرزيده شد . اين حديث را گروهى نقل كرده‌اند كه از آن جمله‌اند : 1 - 3 - حافظ ابو سعيد عبد الكريم سمعانى ( م 573 ) . 2 - 3 - حافظ ابو عبد اللّه ، ابن نعمان مالكى ( م 683 ) در مصباح الظلام . 3 - 3 - ابو الحسن على بن ابراهيم بن عبد اللّه كرخى . 4 - 3 - شيخ شعيب حريفيش ( م 801 ) در الروض الفايق : 2 / 137 . 5 - 3 - سيد نور الدين سمهودى ( م 911 ) در وفاء الوفاء : 2 / 412 . 6 - 3 - ابو العباس قسطلانى ( م 922 ) در المواهب اللدنية . 7 - 3 - شيخ داود الخالدى ( م 1299 ) در صلح الاخوان 540 . 8 - 3 - شيخ حسن حمزاوى مالكى ( م 1303 ) در مشارق الانوار 57 . 4 - از داود بن أبى صالح روايت شده است كه روزى مروان كنار قبر رسول خدا آمد ، ديد مردى صورتش را روى قبر گذاشته است ، مروان گردنش را گرفت و گفت : آيا مىدانى كه چه مىكنى ؟ سر برداشت و معلوم شد كه او ابو ايوب انصارى است ، در جواب گفت : آرى ، من پيش سنگ نيامده‌ام ، پيش رسول خدا آمده‌ام ، از رسول خدا شنيدم كه مىگفت : بر دين گريه نكنيد آنگاه كه اهلش رهبرى آن را بر عهده دارد ، آنگاه گريه كنيد كه نااهل رهبر دين باشد . حاكم آن را نقل كرده « 2 » ، آنگاه او و ذهبى در تلخيص خود آن را صحيح دانسته‌اند ، و ابو الحسين يحيى بن حسن حسينى در اخبار المدينة به اسناد ديگر از مطلب بن عبد اللّه بن حنطب آن را روايت كرده است . « 3 » سبكى بعد از نقل اين داستان گفته است : كسى كه اين اسناد را صحيح بداند ، مس

--> ( 1 ) . نساء 4 / 64 . ( 2 ) . ر ك : المستدرك : 4 / 515 . ( 3 ) . شفاء السقام 113 .